مجله دلتا

مجله حقوقي

براي مطالبه وجه سفته چه زماني بايد اقدام شود؟

۳۹ بازديد

سفته سندي است كه براي شخص صادر كننده آن تعهد آور است يعني صادر كننده آن متعهد مي‌شود كه در تاريخ مشخص وجه سفته را پرداخت كند.

مطالبه سفته

سفته سندي است كه به موجب آن امضاكننده تعهد مي‌كند مبلغي را در زمان معين يا به صورت عندالمطالبه در وجه حامل (به اين معنا كه هر موقع شخص درخواست كند) بپردازد. در واقع سفته وسيله‌اي است كه فرد مي‎تواند با آن كسب اعتبار كند يعني به عنوان يك وثيقه مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در اين نوشتار از مجله دلتا به بررسي مطالبه وجه سفته مي‌پردازيم.

 

مطالبه وجه سفته

سفته‌ها داراي دو نوع تاريخ هستند: تاريخ صدور و تاريخ سر رسيد. براي مطالبه وجه سفته تاريخ سر رسيد آن مهم است. اهميت تاريخ سر رسيد به اين دليل است كه چنانچه صادركننده به تعهد خود عمل نكند، وقتي دارنده مي‌خواهد سفته را به اجرا بگذارد، مي‌تواند ظرف ده روز از تاريخ سر رسيد سفته را واخواست كند. اگر روز دهم تعطيل باشد روز بعد از آن عمل واخواست انجام خواهد شد. (واخواست، اعتراض رسمي به سفته‌اي است كه در زمان سر رسيد پرداخت نشده و عليه صادركننده سفته صورت مي‎گيرد و بايد رسما به او ابلاغ شود.) واخواست در برگه‌هاي چاپي كه از طرف وزارت دادگستري تهيه شده نوشته مي‎شود. در صورتي كه سفته ظرف ده روز از تاريخ سر رسيد، واخواست نشود دارنده امكان استفاده از شرايط توقيف اموال را از دست مي‌دهد، مگر اينكه حدود ده تا بيست درصد ارزش سفته را به عنوان خسارت احتمالي به صندوق دادگستري واريز كند. بنابراين در مواردي كه سفته قديمي باشد فقط با پرداخت خسارت احتمالي توقيف اموال امكانپذير است. شايان ذكر است كه اگر صادركننده اموالي نداشته باشد، در اين صورت لازم نيست كه سفته واخواست شود چون كه بايد ٢/٢۵ درصد مبلغ خواسته علاوه بر هزينه دادرسي، به عنوان هزينه واخواست، پرداخت شود و در نهايت بايد در نظر داشت كه دارنده سفته بايد ظرف يك سال از تاريخ سر رسيد عليه صادركننده و ساير افرادي كه در سفته مسئوليت دارند اقامه دعوا كند.

مطالبه سفته

دادگاه صالح در دعاوي سفته

بايد در هنگام تكميل سفته، محل انجام تعهد نيز ذكر شود. در اين حالت در صورتي كه صادركننده سفته تعهد خود را انجام ندهد، دارنده‌سفته براي مطالبه آن مي‌تواند به دادگاه محل انجام تعهدي كه در سفته قيد شده رجوع كند. در مواردي كه محل انجام تعهد در سفته ذكر نشده باشد، دادگاه محل اقامت صادر كننده سفته صلاحيت رسيدگي به موضوع را دارد. شايان ذكر است، اگر دادخواست سفته كمتر از بيست ميليون تومان باشد بايد در شوراي حل اختلاف محل اقامت خوانده (صادركننده سفته) و اگر مبلغ آن بيشتر از بيست ميليون تومان است بايد در دادگاه محل اقامت خوانده (صادركننده) مطرح شود.

 

براي آشنايي با نكات حقوقي بيشتر سفته سفيد امضا اعتبار قانوني دارد؟ را مطالعه كنيد.

همچنين بخوانيد:

سفته سفيد امضا اعتبار قانوني دارد؟

نكاتي كه بايد درباره اثر انگشت در سفته بدانيد

وصول چك از طريق اجراي ثبت، مزايا و معايب آن

اموال غيرقابل توقيف شامل چه مواردي مي‌شود؟

مهلت اعتبار چك چند سال است؟

 

با مجله حقوقي دلتا همراه باشيد

عواقب ترك منزل توسط زن

۲۹ بازديد

مطابق ماده ۱۱۱۴ قانون مدني، زن بايستي در منزلي كه شوهر تعيين مي‌كند سكونت داشته باشد مگر آنكه اختيار تعيين مسكن به زن داده شده باشد.

عواقب ترك منزل توسط زن

بر اساس قانون مدني عقد نكاح، زن و مرد را به زوجيت يكديگر در مي‌آورد و حقوق و تكاليف مختلفي را بر عهده آنان قرار مي‌دهد. يكي از مهم‌ترين آنها تمكين زن از شوهر و پرداخت نفقه توسط زوج مي‌باشد. گاهي بنا به دلايل مختلف فردي و خانوادگي يكي از زوج ها اقدام به ترك خانه مي‌كند و به همين دليل، امكان ايفاي وظايف زناشويي از بين مي‌رود.  ترك خانه به ويژه در مورد خانم ها كه به لحاظ قانوني موظف به تمكين از شوهر هستند، سبب ايجاد پيامدها و عواقب حقوقي مهمي در روابط ميان زوجين خواهد شد. در اين نوشتار از مجله دلتا به بررسي عواقب ترك منزل توسط زن مي‌پردازيم.

ترك منزل توسط زن

بر اساس قانون مدني زن مكلف به تمكين در مقابل شوهر است، مرد در قبال اين تكليف مكلف به پرداخت نفقه است. تمكين عام از شوهر به معناي آن است كه زن بايد در امور كلي زندگي خانوادگي از شوهر خود تبعيت كرده و تمكين خاص نيز ناظر بر روابط زناشويي ميان زوج ها است. يكي از مهم‌ترين مصاديق تمكين زن از شوهر، لزوم سكونت زن در محل اقامت مرد كه بر اساس آن، اصولا زن بايد در همان منزلي كه شوهر تدارك ديده است سكونت كند و بدون اجازه يا رضايت او از منزل خارج نشود. در مواردي كه زن بدون توجه به وظيفه قانوني خود منزل مشترك را ترك كند و بدون اينكه يكي از موارد موجه عدم تمكين زن وجود داشته باشد، در محلي غير از محل اقامت شوهرش سكونت كند، مي‌توان از ترك خانه يا ترك منزل توسط زوجه سخن گفت كه آثار حقوقي خاصي را در روابط ميان زوجين ايجاد مي‌كند.

عواقب ترك منزل توسط زن

آثار حقوقي ترك منزل توسط زوجه

ترك منزل توسط زن مفهومي حقوقي است كه آثار و پيامدهاي خاصي را براي خانم ها به وجود مي‌آورد. عواقب و آثار حقوقي ترك منزل توسط زوجه عبارتند از:

  • اولين و مهم ترين عواقبي كه ترك منزل از طرف زن ايجاد مي‌كند، آن است كه به سبب ايجاد عدم تمكين از سوي زن، حق مطالبه نفقه توسط زن از بين مي‌رود و مرد ديگر الزامي بابت پرداخت نفقه به زوجه نخواهد داشت. ترك منزل از سوي زن حتما بايد به اثبات رسيده باشد كه استفاده از اظهارنامه ترك منزل در اين خصوص كاربرد خواهد داشت.
  • دومين پيامد و اثري كه ترك كردن خانه توسط زوجه به همراه مي‌آورد، آن است كه اگر زوج بخواهد براي طلاق اقدام كند و عدم تمكين يا ترك منزل توسط زن به اثبات رسيده باشد، ديگر حكم به تقسيم اموال و دارايي هاي مرد صادر نخواهد شد.
  • سومين اثر و پيامد مربوط به ترك كردن خانه نيز در خصوص امكان ازدواج مجدد مرد است. اگر ترك منزل توسط زن كه مصداق بارزي از عدم تمكين محسوب مي‌شود در دادگاه به اثبات برسد، مرد مي‌تواند به دليل عسر و حرج ناشي از تجرد، در دادگاه درخواست اجازه ازدواج مجدد بدهد. در اين صورت، دادگاه ممكن است به زوج اجازه ازدواج مجدد بدهد و با اين حكم، مرد مي‌تواند نسبت به ازدواج مجدد اقدام كند.

براي آشنايي با نكات حقوقي بيشتر نفقه به زن شاغل تعلق مي‌گيرد؟ را مطالعه كنيد.

همچنين بخوانيد:

تمكين در دوران عقد به چه صورت است؟

طلاق از طرف مرد به چه صورت است؟

پرداخت نكردن نفقه چه مجازاتي در پي دارد؟

امكان گرفتن نفقه فرزند از پدربزرگ وجود دارد؟

 

با مجله حقوقي دلتا همراه باشيد

طلاق به دليل خيانت همسر در چه صورتي ممكن است؟

۳۸ بازديد

داشتن رابطه نامشروع و يا خيانت از طرف هر يك از زوجين باعث فروپاشي كانون خانواده و صدور حكم طلاق مي‌شود.

طلاق به دليل خيانت همسر

ازدواج زن و مرد با همديگر و تشكيل يك زندگي مشترك نياز به وفاداري و صداقت دو طرف داشته و هيچ كدام از آن‌ها نيز نمي‌تواند ناسازگاري و عدم تفاهم در زندگي مشترك را بهانه‌اي براي برقراري رابطه غير اخلاقي و نامشروع قرار دهد، اما خيلي وقت‌‎ها داشتن رابطه نامشروع و يا خيانت از طرف هر يك از زوجين باعث فروپاشي كانون خانواده و صدور حكم طلاق مي‌شود. در قانون خيانت جرم انگاري شده و ارتكاب آن از سوي هر فردي داراي مجازات است. در اين نوشتار از مجله دلتا به بررسي طلاق به دليل خيانت همسر مي‌پردازيم.

طلاق به دليل خيانت شوهر

مردها مي‌توانند با اجازه از سوي همسر اول و دادگاه، ازدواج دائم يا موقتي با يك زن ديگر داشته باشند اما اگر ازدواج مجدد آن‌ها بدون اجازه همسر و يا دادگاه باشد و يا اينكه مردي داراي رابطه نامشروع و غير اخلاقي با زن نامحرم باشد مي‌توان گفت كه خيانت كرده است. بر اساس قانون، روابط نامشروع مرد با زن نامحرم تحت هر شكلي جرم شناخته مي‌شود و مجازات دارد اما بايد بدانيد كه به صورت كلي رابطه مردي به غير همسر خود نمي‌تواند سبب موارد طلاق به دليل خيانت همسر باشد مگر اينكه زن دلايل كافي براي اثبات خيانت مرد داشته باشد تا بتواند حكم طلاق خود را بگيرد.

طلاق به دليل خيانت همسر

طلاق به دليل خيانت زن

اگر مردي متوجه ارتباط و دوستي همسرش با مرد نامحرم از طريق پيامك و يا شبكه‌هاي اجتماعي شود مي‌تواند به آن زن اتهام خيانت بزند. به طور كلي بر اساس ماده ۶۳۷ قانون مجازات اسلامي همچين زني مشمول اعمال مجازات براي رابطه نا مشروع مي‌شود و از آنجايي كه حق طلاق با مرد است او مي‌تواند درخواست طلاق به دليل خيانت زن را بدهد، اما مرد براي اثبات خيانت زن بايد دلايل كافي را داشته باشد تا بتواند آن را ثابت كند.

 اگر زن يا مرد نتوانند اتهام خيانت را ثابت كنند چه مي‌شود؟

به طور كلي اگر زن يا مردي موفق به اثبات خيانت همسر خود نشوند به ۸۰ ضربه شلاق (جرم قذف) محكوم خواهد شد پس سعي كنيد قبل از اقدام براي اثبات خيانت و درخواست طلاق، با راه‌هاي اثبات خيانت از طريق ******** و غيره آشنا شده و درخواست خود را با دلايل كافي ثبت كنيد.

براي آشنايي با نكات حقوقي بيشتر آثار حقوقي خيانت زن يا مرد را مطالعه كنيد.

همچنين بخوانيد:

مزاحمت در فضاي مجازي

طلاق از طرف مرد به چه صورت است؟

قتل در تصادفات رانندگي چه مجازاتي دارد؟

پرداخت نكردن نفقه چه مجازاتي در پي دارد؟

تهديد به آبروريزي چه عواقبي در پي دارد؟

 

با مجله حقوقي دلتا همراه باشيد

توهين در ملا عام چه مجازاتي در پي دارد؟

۳۱ بازديد

براي تحقق جرم توهين، توهين بايد به فرد خاصي انجام شده باشد.

توهين در ملا عام

يكي از مراتب تجاوز به حقوق افراد، فحاشي و توهين به آن‌ها و ساير افراد وابسته به آن‌ها مي‌باشد. در صورتي كه رخ دادن اين اتفاق تبعاتي براي فرد به همراه داشته باشد و براي فرد با انجام اين عمل ضرر آبرويي يا ضررهايي بوجود آمده باشد؛ مي‌توان آن را پيگيري كرد. توهين و تحقير در حضور عموم مي‌تواند آسيب‌ها و مسائل بيشتري را به همراه داشته باشد. در اين نوشتار از مجله دلتا به بررسي مجازات توهين در ملا عام مي‌پردازيم.

مراتب به حساب آوردن عمل توهين چه مواردي است؟

  • قانون‌گذار تصويب كند كه عناوين و الفاظي كه به كار رفته است توهين بوده است.
  • عناوين و الفاظ به منظور توهين و با سوء‌نيت توسط يك فرد عاقل و بالغ مطرح شده باشد و شواهدي دال بر جنون مستي و يا سنين كودكي براي فرد وجود نداشته باشد.
  • نفس عمل توهين رخ داده باشد.

نحوه اثبات فحاشي و توهين در ملاعام چگونه است؟

فردي كه مدعي است مورد توهين در ملا عام قرار گرفته است و از فرد يا افرادي در اين مورد شكايت دارد؛ مي‌بايست با دو نفر كه شاهد بر رخ دادن اين اتفاق هستند به دادسرا مراجعه كند. اگر اين اتفاق در محيط اينترنتي و يا شبكه‌هاي مجازي رخ داده باشد فرد بايد با دلايل عيني كه قابليت چاپ شدن دارند به داد سرا مراجعه كند. اين موارد مي‌تواند پرينت پيام ها و يا هر محتواي ارائه شده كه دربردارنده محتوايي توهين آميز درباره ي فرد مراجعه كننده است باشد.

توهين در ملا عام

مجازات توهين در ملا عام چيست؟

طبق ماده ۶۰۸ در قانون مجازات اسلامي كه در باره ي فحاشي و احكام مربوط به آن آمده است: توهين به افراد، از قبيل فحاشي و استعمال الفاظ ركيك، چنانچه موجب حد قذف نباشد به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه و يا پرداخت مبلغ پنجاه تا يك ميليون ريال است. توهين و فحاشي به افراد ميتواند شامل حد قذف باشد. اين مورد مشمول افرادي مي‌شود كه در عمل توهين‌آميز به فرد مقابل عمل زنا و يا لواط را نسبت داده باشند. در اين مورد لازم است چهار نفر عادل كه شاهد بر اين اتفاق بوده‌اند در برابر دادگاه شهادت بدهند و يا در موراد ديگر، خود فرد توهين كننده در چهار جلسه بر انجام اين عمل اقرار كند. اگر تمامي موارد براي رسيدن به حد قذف تحقق پيدا كند فرد متهم به فحاشي به ۱۰۰ ضربه شلاق محكوم خواهد شد.

براي آشنايي با نكات حقوقي بيشتر  توهين به كارمند دولت و مجازات آن را مطالعه كنيد.

همچنين بخوانيد:

جعل كارت پايان خدمت چه عواقبي دارد؟

افترا زدن به افراد چه مجازاتي در پي دارد؟

مجازات جرم جيب بري

براي شكايت از فروشگاه اينترنتي چه راه‌هايي وجود دارد؟

شكايت از راننده مقصر در تصادفات رانندگي

 

با مجله حقوقي دلتا همراه باشيد

جرم كلاهبرداري با چك

۴۳ بازديد

كلاهبرداري جزء جرايم پيچيده به‌شمار مي‌رود زيرا مجرمان همواره با برنامه‎‌هاي دقيق نسبت به فريب و اغفال قرباني اقدام مي‌كنند.

جرم كلاهبرداري با چك

يكي از ابزارهاي ارتكاب كلاهبرداري، چك‌هاي بانكي است. استفاده از چك در معاملات جايگاه و طرفداران خاص خود را دارد. اما هميشه گروهي وجود دارند كه از چك براي سودجويي و مقاصد مجرمانه استفاده مي‌كنند. در اين نوشتار از مجله دلتا به بررسي جرم كلاهبرداري با چك مي‌پردازيم.

منظور از جرم كلاهبرداري با چك چيست؟

علاوه‌بر كاربرد مفيد چك در تجارت، برخي افراد اقدام به كلاهبرداري، با چك مي‌كنند يعني فردي با سوءنيت، از چك به‌عنوان ابزاري براي انجام مانور متقلبانه استفاده كند و قصد فريب ديگري و بردن مال او را بااستفاده از اين وسيله متقلبانه داشته باشد. استفاده از چك‌هاي مجعول و سرقتي ازجمله شيوه‌هاي كلاهبرداران است. صدور عمدي چك بلامحل، نيز يك روش ديگر براي كلاهبرداري به‌شمار مي‌رود. كلاهبرداري جزء جرايم پيچيده به‌شمار مي‌رود زيرا مجرمان همواره با برنامه‎هاي دقيق نسبت به فريب و اغفال قرباني اقدام مي‌كنند.

كلاهبرداري با چك بلامحل چگونه انجام مي‌شود؟

همه چك‌هاي بلامحل، ابزار كلاهبرداري نيستند، زيرا گاهي حساب فرد صادركننده چك مسدود است و او از اين موضوع بي‌اطلاع است. گاهي نيز فرد از خالي‌بودن حساب اطلاع دارد اما قصدش اين است تا قبل از سررسيد چك، حساب خود را پر كند اما به‌دلايلي موفق نمي‌شود. واضح است قصد اين افراد از صدور چك، كلاهبرداري و فريب طرف مقابل نيست. درچنين مواردي مجازات فرد صادركننده چك بلامحل، مطابق قانون چك خواهد بود كه نسبت‌ به مجازات كلاهبرداري خفيف‌تر است. در مقابل افرادي هستند كه عمدا و باعلم به خالي‌بودن حساب خود، اقدام به‌صدور چك مي‌كنند و با تظاهر‌ به داشتن پشتوانه مالي، طرف مقابل را فريب مي‌دهند و مال او را مي‎برند. يا اينكه از چكي استفاده مي‌كنند كه بنابر ويژگي‌هايي مثل مطابقت‌ نداشتن امضا، وجود قلم خوردگي در متن آن يا اختلاف در مندرجات چك، عملا امكان نقدكردن آن وجود ندارد. دراين‌ موارد اگر شاكي بتواند ثابت كند فرد صادركننده چك بلامحل مرتكب مانور متقلبانه شده است، مجازات او براساس قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء، اختلاس و كلاهبرداري تعيين خواهد شد.

جرم كلاهبرداري با چك

كلاهبرداري با چك سرقتي چگونه انجام مي‌شود؟

چك‌هاي سرقتي همواره ابزار خوبي براي ارتكاب جرم كلاهبرداري است. درمواردي كه سارق چك با صاحب حساب آشنا باشد معمولا با تقليد و شبيه‌سازي امضا وي، جرم جعل چك هم صورت مي‌گيرد. اما اگر به‌جاي جعل امضاي صاحب حساب يك امضاي موهوم را درج كند، به‌علت عدم مطابقت امضا چك با امضا صاحب حساب، چك بلامحل محسوب مي‌شود. نتيجه اين‌كه، استفاده از چك سرقتي به‌ هر نحوي كه باشد جرم محسوب مي‌شود، اما اگر به‌قصد فريب ديگري و بردن اموال او از اين نوع چك استفاده شود جرم كلاهبرداري، با چك هم واقع شده است.

چه اقداماتي موجب كاهش احتمال وقوع جرم كلاهبرداري مي‌شود؟

  • از افراد ناشناس چك قبول نكنيد و حتما هويت صادركننده چك برايتان مشخص باشد.
  • مشخصات مندرج در برگ چك را با مشخصات صادركننده آن تطبيق دهيد. قبل از دريافت چك، آن را ازجهت كامل‌بودن و مخدوش‌نبودن بررسي كنيد.
  • با ارسال شناسه ۱۶ رقمي چك‌هاي صياد به سرشماره ۷۰۱۷۰۱ بانك مركزي، مي‌توان از اعتبار صادركننده چك مطلع شد.
  • ازطريق سامانه ساد۲۴ مي‌توانيد وضعيت چك را از جهت سرقتي يا مفقودي بودن بررسي كنيد.

براي آشنايي با نكات حقوقي بيشتر راه‌هاي وصول چك برگشتي را مطالعه كنيد.

اموال را تا چه ميزان مي‌توان وصيت كرد؟

۵۸ بازديد
اينكه شخص تا چه ميزان از اموالش را مي‌تواند وصيت كند امري است كه عدم توجه به آن سبب بروز اختلافات بسياري مي‌شود.
وصيت اموال

وصيت در دين اسلام عمل مستحبي است كه به آن تاكيد فراوان شده است. به همين دليل است كه در شرع و قانون، حد و ميزان وصيت اموال تعيين شده است و در صورتي كه بيشتر از آن باشد، ورثه متوفي اختيار اين را دارند كه وصيت بيشتر از حد مشخص شده را قبول و يا رد كنند و اين نكته در همه انواع وصيت نامه بايد رعايت شود. در اين نوشتار از مجله دلتا به بررسي ميزان وصيت اموال مي‌پردازيم.

وصيت تا يك‌سوم اموال

بر اساس قانون مدني هر فرد مي‌تواند همه اموالش را وصيت كند. اين وصيت تا ثلث (يك سوم) آن نياز به تنفيذ (رضايت و قبول) توسط ورثه متوفي ندارد. اما اگر بيشتر از يك سوم باشد، براي اينكه اجرا شود ورثه بايد به آن رضايت داشته باشند و به اصطلاح آن را تنفيذ كنند. همچنين، در صورتي كه وصيت به نفع يكي از ورثه باشد، علاوه بر آنچه كه به موجب وصيت به اين شخص تعلق مي‌گيرد، در ارث نيز سهيم خواهد بود و وصيت باعث محروم ماندن از ارث نخواهد شد. وصيت در صورتي اجرا مي‌شود كه ابتدا هزينه‌هاي كفن و دفن و سپس بدهي هاي متوفي پرداخت و اگر مالي باقي بود به وصيت عمل ‌شود.

 

وصيت اموال

 

وصيت بيشتر از يك‌سوم اموال

اگرچه وصيت كننده (موصي) مي‌تواند تمام اموال و دارايي‌هاي خود را براي بعد از فوت وصيت كند، اما اين ورثه هستند كه بايد وصيت بيشتر از ثلث را قبول كنند. در واقع، زماني‌كه متوفي بيشتر از يك‌سوم اموال خود را وصيت كرده باشد ورثه مي‌توانند اين وصيت را قبول يا رد كنند كه اين امر براي رعايت حقوق ورثه است. اگر ورثه وصيت بيشتر از يك سوم را رد كنند فقط تا همان ميزان يك سوم به وصيت عمل مي‌شود؛ اما اگر قبول كنند وصيت اجرا خواهد شد. اگر تعدادي از ورثه وصيت بيشتر از ثلث را رد ولي تعدادي از ورثه آن را قبول كنند، در اين صورت مقدار بيش از ثلث فقط از سهم الارث كساني كه آن را پذيرفته اند، كسر خواهد شد.

پيشنهاد مطالعه: براي آشنايي با نكات حقوقي بيشتر در زمان بخشش مهريه به چه نكاتي بايد توجه كرد؟ را مطالعه كنيد.

ازدواج سابق افراد قابل استعلام است؟

۵۰ بازديد
براي بستن راه فريب و مخفي كردن سابقه ازدواج امكان استعلام ازدواج قبلي در اداره ثبت احوال وجود دارد.
نحوه استعلام ازدواج سابق

عقد ازدواج يك نهاد اجتماعي مهم است كه از لحاظ شرعي و قانوني و اجتماعي شرايطي دارد. ولي با اين‌ حال ممكن است زن يا مرد در هنگام ازدواج، اموري را از هم مخفي كنند يا به بياني ديگر طرف مقابل را فريب دهند تا رضايت وي را براي ازدواج جلب كنند. مانند اين‌ كه مرد يا زن ازدواج قبلي خود را پنهان كنند. با اين ‌حال اين موضوع ضمانت اجراي قانوني را در پي خواهد داشت. در اين نوشتار از مجله دلتا به بررسي نحوه استعلام ازدواج سابق مي‌پردازيم.

فريب در ازدواج و ضمانت اجراي قانوني آن

 معناي تدليس در لغت فريب دادن و پنهان كردن است و در اصطلاح حقوقي مجموعه اعمالي مي باشد كه موجب فريب طرف معامله شود؛ ازجمله پوشاندن عيب يا تظاهر به داشتن صفت خاص. ماده ۱۱۲۸ قانون مدني مقرر مي‌دارد: هرگاه در يكي از طرفين صفت خاصي شرط شده باشد و بعد از عقد معلوم شود كه طرف مذكور فاقد وصف مقصود بوده براي طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مذكور در عقد تصريح شده يا عقد متباينا بر آن واقع شده باشد. يكي از موارد تدليس ممكن است مخفي كردن ازدواج قبلي شخص باشد، مانند اين‌ كه مردي به واسطه داشتن دو شناسنامه، ازدواج دوم را در شناسنامه دوم قيد كند و تظاهر به تجرد كند و طرف ازدواج را فريب دهد. البته ضمانت اجراي اين امر حق فسخ نكاح است. علاوه بر اين طبق ماده ۶۴۷ قانون مجازات اسلامي، چنانچه هر يك از زوجين قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهي از قبيل داشتن تحصيلات عالي، تمكن مالي، موقعيت اجتماعي شغل و سمت خاص، تجرد و امثال آن فريب دهد و عقد بر مبناي هر يك از آن‌ها واقع شود مرتكب به حبس تعزيري از شش ماه تا دو سال محكوم مي‌شود. البته اگر دختر در دوران عقد طلاق بگيرد و باكره باشد و با حكم دادگاه شناسنامه را تعويض كند و نام همسر را از آن حذف كند از آنجايي كه وي باكره است عنوان فريب در ازدواج محسوب نمي‌شود.

نحوه استعلام ازدواج سابق

نحوه استعلام ازدواج سابق

يكي از مواردي كه ممكن است عقد نكاح بر مبناي آن منعقد شود، نداشتن سابقه ازدواج زوج يا زوجه است. با توجه به اين ‌كه ازدواج موقت در شناسنامه شخص درج نمي‌شود همچنين گاهي ممكن است شخص به وسيله جعل يا با اعمال متقلبانه و همچنين با توجه به امكان حذف ازدواج قبلي و طلاق از شناسنامه در دوران عقد، ازدواج قبلي خود را از طرف مقابل پنهان كند. البته براي احراز ازدواج يا عدم ازدواج قبلي شخص، مي‌توان درخواست گواهي تجرد كرد. در اين گواهي قيد مي‌شود كه شخص مذكور قبلا ازدواج نكرده است يا اگر ازدواج كرده است به دليل طلاق يا فسخ نكاح يا بذل مدت يا انقضاي مدت در ازدواج موقت جدا شده است. فقط دارنده شناسنامه مي‌تواند درخواست گواهي تجرد كند و مرجع درخواست اين گواهي اداره ثبت احوال استمي‌توان به‌ صورت آنلاين و از طريق سايت سازمان ثبت احوال كشور نسبت به ثبت درخواست گواهي تجرد اقدام كرد و پس از ثبت آن و با ابلاغ زمان تحويل گواهي توسط سازمان مربوطه، دارنده شناسنامه مي‌تواند با ارائه شناسنامه گواهي تجرد را دريافت كند.

براي آشنايي با نكات حقوقي بيشتر در چه مواردي زن حق طلاق دارد؟ را مطالعه كنيد.

ارث زن در ازدواج موقت

۵۳ بازديد

بنا بر ماده 867 قانون مدني، ارث به فوت حقيقي يا به فوت فرضي مورث تحقق پيدا مي‌كند.

ارث زن در ازدواج موقت

ازدواج موقت اگرچه اسمش موقت است اما بيشتر احكام مربوط به نكاح و زوجيت در آن جاري است. در ازدواج موقت دو نكته مهم وجود دارد كه در ازدواج دائم موضوع كمي متفاوت است. در ازدواج موقت شرط تعيين مهريه و تعيين مدت عقد يك شرط اساسي محسوب مي‌شود و در صورتي‌كه مدت يا مهريه قيد نشود، عقد دچار اشكال مي‌شود. مهم‌ترين تفاوت بين ازدواج موقت و ازدواج دائم، ارث بردن زن و شوهر از يكديگر است. از جمله اشخاصي كه بر اساس قانون مدني از هم ارث مي‌برند، زن و شوهري هستند كه با هم عقد كرده باشند و در حين فوت، در زوجيت هم باشند. در قانون مدني، ارث زن از شوهر در عقد دائم مشخص شده است، اما در نكاح موقت در قانون مورد پيش‌بيني قرار نگرفته است. در اين نوشتار از مجله دلتا به بررسي ارث زن در ازدواج موقت، مي‌پردازيم.

ميزان ارث زن

بنا بر ماده ۸۶۴ قانون مدني ارث زن، از شوهر چنين مشخص شده است كه از جمله اشخاصي كه از هم ارث مي‌برند، هريك از زوج‌ها است كه در حين فوت ديگري زنده باشند. از جمله شرايط ارث بردن زن، از مرد اين است كه زن و مرد با هم عقد كرده باشند و در حين فوت ديگري زنده باشند. سهم ارث زن از شوهر در صورت داشتن فرزند و نداشتن فرزند با هم تفاوت دارد، در صورتي كه مرد صاحب فرزند نباشد، سهم زن يك چهارم است اما در صورتي كه مرد فرزند داشته باشد، ارث زن يك هشتم است.

ارث زن در ازدواج موقت

ارث زن در عقد موقت

بنا بر ماده ۹۴۰ قانون مدني رابطه ارث ميان زوج‌هايي برقرار شده است، كه عقد دائم كرده باشند. بر اساس اين ماده زوج‌ها كه زوجيت آن‌ها دائمي بوده و ممنوع از ارث نباشند، از يكديگر ارث مي‌برند. ارث نبردن زن در نكاح موقت، بر اساس قواعد فقهي است كه در قانون مدني هم از مفهوم مخالف ماده ۹۴۰ مي‌توان آن را مشخص كرد. ارث بردن، جزء احكام آمره هستند و توافق بر خلاف آن، مجاز نيست. شرط ارث بردن، در عقد موقت صحيح نيست، چرا كه شرط ارث در عقد موقت، ميزان سهم الارث ديگران را تحت تاثير قرار خواهد داد.

براي آشنايي با نكات حقوقي بيشتر مطالبه مهريه در عقد موقت را مطالعه كنيد.

سرك كشيدن به گوشي ديگران چه عواقبي دارد؟

۴۴ بازديد

قانون‌گذار سرك كشيدن به تلفن همراه ديگران و دسترسي غيرمجاز به سامانه‌هاي رايانه‌اي يا مخابراتي را اگر بدون اجازه شخص باشد جرم به حساب آورده است.
مجازات سرك كشيدن به گوشي ديگران

وابستگي به تلفن همراه موجب شده است كه اين وسيله تبديل به يكي از مهم‌ترين حريم شخصي افراد شود به طوري كه بسياري از اطلاعات شخصي، خانوادگي، شغلي و … در وسايل الكترونيكي مثل گوشي موبايل، تبلت، رايانه و… نگهداري مي­­‌شود كه دسترسي ساير افراد به اين اطلاعات مصداق نقض حريم خصوصي افراد به حساب مي­‌آيد؛ بنابراين قانون‌گذار در سال ۱۳۸۸ قانوني به نام قانون جرايم رايانه­‌اي تصويب و در ماده ۱ آن از حق محرمانگي داده‌ها حمايت كرد. در اين نوشتار از مجله دلتا به بررسي سرك كشيدن به گوشي ديگران و مجازات آن مي‌پردازيم.

مجازات سرك كشيدن به گوشي ديگران

به موجب ماده ۱ قانون جرايم رايانه‌اي هر كس به طور غير مجاز به داده‌ها، سامانه‌هاي رايانه‌اي يا مخابراتي كه به وسيله تدابير امنيتي حفاظت شده است دسترسي پيدا كند، به حبس از ۹۱ روز تا يك سال يا جزاي نقدي از پنج ميليون تا بيست ميليون ريال يا هر دو مجازات محكوم خواهد شد؛ بنابراين قانون‌گذار سرك كشيدن به تلفن همراه ديگران و دسترسي غيرمجاز به سامانه‌هاي رايانه‌اي يا مخابراتي را اگر بدون اجازه شخص باشد جرم به حساب آورده، اما در مواردي كه خود شخص، اجازه مشاهده يا ورود به سامانه را داده باشد جرمي روي نمي‌دهد. قانون‌گذار دسترسي غيرمجاز به سامانه رايانه­‌اي يا مخابراتي يا داده‌ها را در صورت وجود شرايط زير جرم مي­‌داند:

  • اين دسترسي بدون اجازه شخص باشد؛ بنابراين در مواردي كه خود شخص، اذن به مشاهده داده يا اجازه ورود به سامانه را مي­‌دهد، جرمي رخ نمي­‌دهد.
  • داده‌ها يا سامانه برخوردار از تدابير امنيتي باشند، چرا كه حمايت قانوني شامل افرادي مي­‌شود كه خودشان حداقلي از امنيت را براي حريم خصوصي­‌شان قائل‌اند؛ براي مثال اگر سامانه مد نظر گوشي همراه يا رايانه شخصي است، داراي رمز عبور باشد لذا مرتكب با گذر از اين تدابير امنيتي مجرم شناخته خواهد شد.

مجازات سرك كشيدن به گوشي ديگران

اين ماده به طور گسترده هم شامل زماني مي­‌شود كه شخصي در دنياي واقعي رمز عبور شما را به نحوي بشكند و به اطلاعات سامانه دسترسي پيدا كند و هم زماني‌كه در فضاي مجازي از طرقي مثل هك و عبور از تدابير امنيتي­‌تان به اطلاعات دسترسي پيدا كند. حال گذر از اين تدابير امنيتي مي­‌تواند از طرق مختلف صورت بگيرد؛ چه به صورت فني و با استفاده از نرم ­‌افزار، چه به صورت غير فني مثل فريب دادن شخص براي در اختيار گذاشتن نام كاربري و رمز عبور كه قانون‌گذار بين اين دو مورد تفاوتي قائل نشده‌­است. هم دسترسي به سامانه و هم دسترسي به داده­‌ها (در صورت وجود ساير شرايط) جرم است؛ بنابراين اگر فردي از تدابير امنيتي شما عبور كند و وارد سيستم شود، حتي بدون اينكه اطلاعاتي را مشاهده كند، عمل وي جرم و قابل مجازات است.

براي آشنايي با نكات حقوقي بيشتر جعل امضا قولنامه چه مجازاتي دارد؟ را مطالعه كنيد.

همچنين بخوانيد:

مهريه در طلاق غيابي

۳۸ بازديد
بر اساس قانون، به محض اينكه عقدي ميان زن و مرد منعقد شد، مرد به ميزاني كه مهريه همسر خود قرار داده است، در قبال همسر خود بدهكار مي‌شود.
مهريه در طلاق

مهريه يكي از حقوق مالي زن است كه او در همه حال حتي بعد از طلاق، هم مستحق دريافت آن از شوهر است. در اين نوشتار از مجله دلتا به بررسي مهريه در طلاق غيابي مي‌پردازيم.

طلاق غيابي

طبق ماده ۱۱۳۳ قانون مدني حق طلاق در اختيار مرد است؛ بنابراين اگر مردي دادخواست طلاق به طرفيت همسرش بدهد چه زن در دادگاه حاضر شود و يا حضور پيدا نكند و لايحه نيز ندهد قطعا راي طلاق صادر خواهد شد؛ اما در حالت دوم راي صادره طلاق غيابي، است و زن مي‌تواند در مهلت قانوني واخواهي كند. آنچه اهميت دارد اين است كه راي طلاق به درخواست مرد از سوي دادگاه صادر مي‌شود، به هر حال ثبت طلاق منوط است به پرداخت حقوق مالي زن كه در راي دادگاه منعكس مي‌شود. حقوق مالي زن در طلاق از طرف مرد عبارت است از مهريه، اجرت المثل ايام زوجيت (به شرط مطالبه از سوي زن)، نفقه ايام عده، نفقه معوقه (در صورت مطالبه زن و استحقاق او) و شرط تنصيف اموال مندرج در عقدنامه‌ به شرط امضا اين شرط توسط مرد و موجود بودن اموال هنگام طلاق كه بعد از عقد خريداري شده باشد.

مهريه در طلاق

تكليف مهريه در طلاق غيابي

اگر دادگاه حكم طلاق غيابي را صادر كند، تا زماني‌كه تكليف حقوق مالي زن از جمله مهريه مشخص نشود، اين حكم به ثبت نخواهد رسيد. مثلا در مورد اول گفتيم هر مردي با توجه به اين­كه حق طلاق در اختيار اوست مي‌­تواند حتي بدون حضور زن در دادگاه، حكم طلاق را دريافت كند. اما زماني مرد مي­‌تواند اين حكم را به ثبت برساند كه تكليف حقوق مالي همسر خود را مشخص كند. در صورت غيبت مرد و صدور حكم طلاق غيابي، اگر از قبل مهريه­‌اي براي زن تعيين و در عقدنامه قيد شده باشد، در صورت نزديكي زن و شوهر تمام مهريه به زن تعلق خواهد گرفت. اگر نزديكي انجام نشده باشد، زن مستحق دريافت نصف مهريه مشخص شده خواهد بود. در صورتي كه مهريه­‌اي در عقدنامه براي زن مشخص نشده بود، در صورت ازاله بكارت، مهرالمثل (متناسب با شان و شخصيت زن و اوضاع و احوال خانوادگي او) به زن تعلق خواهد گرفت. حال كه در اين موارد مرد غايب است و امكان پرداخت مهريه نيست، زن مي‌­تواند با معرفي اموال و دارايي از همسر خود به دادگاه، متناسب با اندازه­‌ مهريه­‌ خود، روي اموال مرد دست بگذارد. در مواردي هم كه مرد مبادرت به طلاق همسر خود كرده است، در صورت تقاضا دريافت مهريه از طرفه زن، مرد مي­‌تواند دادخواست اعسار در پرداخت مهريه دهد و پس از بررسي دادگاه و اثبات ناتواني مرد در پرداخت، دادگاه مرد را ملزم به پرداخت مهريه به صورت اقساط خواهد كرد.

براي آشنايي با نكات حقوقي بيشتر در چه صورتي مهريه به زن تعلق نمي‌گيرد؟ را مطالعه كنيد.